●઼~دختر آبان ماهـــي●઼~








 
:: منو حالا نوازش كن .... كه اين فرصت نره از دست ::

:: شايد اين اخرين باره .... كه اين احساسه زيبا هست ::


,
:: منو حالا نوازش كن .... همين حالا كه تب كردم ::


,
:: اگه لمسم كني شايد .... به دنياي تو برگردم ::


:: هنورم ميشه عاشق بود .... تو باشي كاره سختي نيست ::


:: بدون مزر با من باش .... اگرچه ديگه وقتي نيست ::


:: نبينم اين دمه رفتن .... تو چشمات غصه ميشينه ::


:: همه اشكاتو ميبوسم ....ميدونم قسمتم اينه ::

★●઼~ عشق و عاشقي

نوشته شده توسط ●઼~معصوم●઼~ | ۲۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۳۳:۲۴ | آرشيو نظرات (14) | ادامه مطلب

 

 

 

مــي خــوام امشب دلـمو كــنم به قــربون چــشات

 

يه غــزل بگم براي شـام غريـبونه چــشات

 

تـا سـحر بيدار بشــينم و فقـط نــگات كــنم

 

راه و سد كنــم  واســه خواب پريشون چــشات

 

مــي خــوام امـشب تا سحر مست و غزل خونـت بشم

 

من و گريـه باشيم و دل سه تا مهمون چــشات

 

نگو اين دفعه رو.. نه  جــون منو جون چــشات

★●઼~ عشق و عاشقي

نوشته شده توسط ●઼~معصوم●઼~ | ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۱:۲۱ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

 
انگار ديگه بايد دفتر شبهاي دلتنگيه من

با يه دنيا دلتنگي توي هر ثانيه زندگيم بسته بشه

امشب اين خانه عجب حال و هوايي دارد

 گفتگو با دل ديوانه عجب صفايي دارد

 همه رفتند از اين خانه ولي غصه نرفت

 باز اين يار قديمي چه وفايي دارد

 

★●઼~ عشق و عاشقي

نوشته شده توسط ●઼~معصوم●઼~ | ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۴۹:۴۶ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

 

 

خدا ما رو براي هم نمي ‏خواست
فقط مي ‏خواست هم رو فهميده باشيم
بدونيم نيمه ي ما، مال ما نيست
فقط خواست نيمه ‏مون رو ديده باشيم
تموم لحظه‏ هاي اين تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو براي هم نمي ‏خواست
خودت ديدي دعامون بي ‏اثر بود
چه سخته مال هم باشيم و بي هم
مي ‏بينم مي ري و مي ‏بيني مي رم
تو وقتي هستي اما دوري از من
نه مي شه زنده باشم، نه بميرم
نمي گم دلخور از تقديرم اما
تو مي دوني چقدر دلگيره اين عشق
فقط چون دير بايد مي ‏رسيديم
داره رو دست ما مي ‏ميره اين عشق
تموم لحظه‏ هاي اين تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو براي هم نمي ‏خواست
خودت ديدي دعامون بي ‏اثر بود...

 


نوشته شده توسط ●઼~معصوم●઼~ | ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۷:۴۱ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

                                                              

سلام بهانه من براي زندگي .... !!

دلت تنگ است ..... مي دانم !!

قلبت شكسته است ..... مي دانم !!

دوري برايت سخت است ...... مي دانم!!

اما براي چند لحظه اي آرام بگير ..... تا برايت بگويم...

 

بگويم از دنيايي كه به هيچ كس وفا نمي كند....

 

و مردمي كه به جز خودشان هيچ كس را نمي بينند.. !!

بگويم ازآنچه  كه در اين مدت بر من گذشت.....

 

اما گريه نكن ....كه حال و هواي تو مرا باراني تر مي كند...

 

گريه نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد...

 

بيا و درد دلت را به من بگو...

و مطمئن باش كه قول مي دهم آرامت كنم.. !!

با گريه خودت را آرام نكــن....!!

                                           

★●઼~ عشق و عاشقي

نوشته شده توسط ●઼~معصوم●઼~ | ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۸:۰۵ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ]


تمام حقوق متعلق به نگین بلاگ ميباشد